harka30 ro ke eshtabah az likam hazfesh kardam bege
برچسب:
نویسنده: حامد...$
مشترک گرامی الان مدت مدیدیه جز من کسی به شما پیامنمیده!
نظرتون چیه بیشتر آشنا شیم ؟!
:))
برچسب:
نویسنده: حامد...$
یادمان باشد: او که زیر سایه ی دیگری راه می رود،خودش سایه ایندارد..یادمان باشد: آنها که دوستشان می داريم می تواننددوستمان نداشته باشند..یادمان باشد: لزومی ندارد همانقدر که تو برای منعزیزی،من هم برایت عزیز باشم! یادمان باشد: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید..یادمان باشد: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!یادمان باشد: پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگرمهم نیستند..یادمان باشد: با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک..یادمان باشد: کار رهگذر عبور است، گاهی بر می گردد، گاهینه..یادمان باشد: به جستجوى راه باشيم، نه همراه..یادمان باشد که هرگز یادمان نرود..!!
گاهي اوقات بايد خدا رو شكر كنييا اصلا بغلش كني و ببوسيشكه به چيزي كه يه روزي ميخواستي نرسيدي...
از مرگ نترسید!از این بترسید که تا وقتی زنده هستید چیزی در درونتانبمیرد به نام :"انسانیت
يه وقــــتایی که دلت گـرفته ؛ بغض داری ، آروم نـیستی ! دلتبـــراش تـنگ شده .... حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری ! به یــاد لحظه ای بیفت کـه :اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد؛ امــا .... چـشمـاشـوبست و رفــت ... !!!
زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داداونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی ،رفیق اونیه که بدون اون داغونی !!!
بعضیهامثل کبریت میمونن ...خودشون ارزش چندانی ندارن، ولی میتونن زندگیتو به آتیشبکشن
اگر کسی خوبی های تو را فراموش کندتو خوب بودن را فراموش نکن
میگویند زمان طلاست.دروغ میگویند زمان آتش است من چشیده امگذرا نیست.ثانیه به ثانیه اش می سوزاندو تا به شعله ات نکشد نمی گذرد.
برچسب:
نویسنده: حامد...$
اﺯﻓﺮﺷﯿﺪ ﺍﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ
با تشکر:دی
اعتراف میکنم نصف "آره یادم میاد" هایی که گفتمچاخان بوده ... حوصله
نداشتم طرف تعریف کنه !
:)))
(با تمام احترامی که واستون قائلم )
.
.
.
.
.
.
.
.
.
....
.
.
استارتی است برای ضایع کردنطرف مقابل
اگه کسی بهت گفت دوستت دارم؛
آروم بغلش کن،
نازش کن،
سرشُ بذار روی شونت ،
یواش در گوشش بگو:
خوب بسه دیگه پاشو خیلی خندیدیم؛
اونجایی که تو درس میخوندی, ما مدیر مدرسه بودیم..
روان پریش تر از اونی که صبح ساعت ۷ داد میزنه
“آی بدو هندووونه به شرط چاقو”
همسایه ی ماست که واسش چایی میبره تا گلوش تازه بشه !
برچسب:
نویسنده: حامد...$
1.مینیمایز کردن تمام صفحات نت
2.سایلنت کردن گوشی و قرار دادنش به صورت پشت و رو
3.sign out مسنجر
4.گذاشتن یک کتاب 87698273456 صفحه ای جلوم
...5.باز کردن new tab و جست و جو در مورد اون موضوعی که استاد گفته
6.ورق زدن کتاب ، جوری که صداش بره بیرون اتاق
7.بهم ریختن موهام ، کشیدن یک آه عمییییییییق (یعنی چقداین درس سخته )، اخم کردن و نگاه ملتمسانه به کتاب
8.گرفتن یه مداد تو دست و خط کشیدن زیر سطرای کتاب
و سرانجام بعد این همه کار آخرشم صدای پا از جلوی اتاقرد میشه و این همه تلاش شما بی نتیجه میمونه :|:|||
:|
برچسب:
نویسنده: حامد...$
دلم برای کودکیم تنگ شده.... برای روزهایی که باور ساده ایداشتم همه آدم ها را
دوست داشتم... مرگ مادر "کوزت" را باور میکردم و از زن "تناردیه" کینه به دل
می گرفتم
... مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر"هاچ" گم نشود...
دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال"وروجک" می گشتم
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
...شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و اورفت ...!!!
اومدم بنویسم خیلی شبیه حیـــوون ها هستی,
امــــــا …..
وقتی یاد نجابت اسب افتادم
وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم
وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار میمونه
...وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه
...
وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره
وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش میمیره
به خودم گفتم خیلی نامـــردیه تـــو رو به حیـــوونتشبیـــه کنـــم...
تورا باید نوشت وگذاشت
وسط همان شعرها وقصه هایی
... که ازشان امدی
میشه یه ذره حقیقت پشت “فقط یه شوخى بود”
یکم کنجکاوى پشت “همین طورى پرسیدم”
قدرى احساس پشت “به من چه اصلأ”
یکم خرد پشت “چه میدونم”
و اندکى درد پشت “اشکال نداره” هست…
برچسب:
نویسنده: حامد...$
-گوه نخور= اجازه بده من اول حرف بزنم
2- گوه بخور = لطفا اول شما صحبت کنید
3- گوه خوردی = با نظر شما مخالفم
4-گوه مفت نخور = اظهار نظر نفرمایید
5- هیچ گهی نیستی = هنوز به کسب تجربه نیاز دارید
6- چه گهی هستی = ببخشید شما؟
7- هر گوهی میخوری بخور = هر طور مایلید تصمیم بگیر
برچسب:
نویسنده: حامد...$
1- خاله
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم وصميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادراست و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه ميپوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله،پسر خاله:
همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي ع
اشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاشازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندياست.
2 - عمه
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميميداشته باشد،هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل:۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد.مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات ميخوره... ۳- توجيهكليه ي بيقوارگي ها،رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثالمعذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطانيدارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه:همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند!!
مشاغل كاذب Match-Making (arranging marriages forothers, bringing two people together).
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسيهاي زندگي است.
3 - دايي
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم وصميمي داشته باشد،هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياستعلاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شودپيشش گريه كرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانواست و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي،دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگساليمثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
سعي كنيد حتمن حداقل يك دايي داشته باشيد.
4 - عمو
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم وصميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوسبدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كهمادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكرفرو مي رود.
غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجهنمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو،پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگرتا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است
برچسب:
نویسنده: حامد...$
حتی اگر از دوران مهد کودکتون چشاتونضعیف باشه
از نظر پدر و مادرتون این کامپیوتر صاحاب مرده باعثشه!
تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان
در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به استادمی گفتیم !
بعضی وقتها عقل آدم یه چیز میگه و دلش یه چیز دیگه
اصلاً هر دو شون اشتباه میکنن آدم باید ببینه زنش چیمیگه !
هم عاشقتم , هم ازت متنفرم , میانگین که بگیری میبینیبرام مهم نیستی !
قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر است از ماهیانی کهاز زندگی سیر شده اند
جمعیت جهان = ۷,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ نفر
اگه من بمیرم = ۶,۹۹۹,۹۹۹,۹۹۹ نفر
همه ی اعداد عوض میشه ، قدر منو بدونید…
انگار ۹۰% از خستگی آدم تو جورابشه!
این جورابو که در میاری راحت میشی
یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر، به مامانشم مادر
وقتی میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم!
حتی اگه ۸ تا یخچال فریزر ساید بای ساید هم تو خونه باشه
از نظر مادر ۹۰ درصد قبض برق مال کامپیوتره!!!
از خود آزاری های دوران بچگی میشه به زبون زدن به دو سرباتری کتابی اشاره
کرد
بعضی ها پشت فرمون چنان با دقت، ظرافت و پشتکار عجیبی
با انگشت دماغشون رو حفاری می کنن
انگاری عسلویه ست الانه که نفت و گاز بزنه بیرون!!!!!
یه سوال فنی:
چرا “فوت” سرده و “ها” گرمه ؟
مگه جفتشون از دهن در نمیاد چرا “فوت” میکنی سرده و “ها”میکنی گرمه ؟
کسی که بیشتر از ۳ دفعه پشت سر هم بهت گفت ازت متنفرم
عاشقته تضمینی !
شما هم وقتی پول مول تو جیبتون نیست احساس نا امنیمیکنین ؟
یا فقط من اینجوریم !؟
من عاشقانه دوستش دارم
و او عاقلانه طردم می کند
منطق او، حتی از حماقت من هم احمقانه تر است
دوستم تعریف میکرد میگفت :
با رفیقم رفتیم برا اهدا عضو ثبت نام کردیم و این حرفا
آقا مارو جو گرفت هرچی بود تیک زدیم
خدا نکرده اگه اتفاقی بیوفته برام ، فقط پوستم میمونه
تو یه نایلون میارن در خونه تحویل میدن!
بعضی از دوستان عزیز هستن که دوست داری مستقیم توچشماشون خیره
شی و با لبخند بهشون بگی عزیزم خیلی زر می زنی!
گاهی چقدر سخت است، تشخیص این که:
منطق بر احساس ارجحیت دارد، یا احساس بر منطق!
کاش دنیا یکبار هم که مى شد بازیش را به ما میباخت
مگر چه لذتى دارد این بردهاى تکرارى برایش؟!
یه عدهای هستن که بعد از شنیدن درد دل شما سرشون روتکون میدن
و خیلی جانسوز میگن: میفهمم، میفهمم. . .
ولی به جون خودم عمرا اگه فهمیده باشن!
یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم
که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو
من که حلالشون نمی کنم!
عشق که آپشن نداره
خودت باش کسی ام خوشش نیومد ، نیومد.. اینجا مجسمه سازینیست
دوستم: چقد مامان بابات خوب و مهربونن
من: واسه اینکه تو اینجایی !
در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد….
اکنون نه مشترک هستی ؛
نه مورد نظر … !!!
تویى که میگى : دیگه مثل من پیدا نمیکنى!
واقعا فکر میکنى بعد از تو ، دنبال یکى مثل تو میگردم !؟
برچسب:
نویسنده: حامد...$
به بابام میگم بابا این مبل ها دیگه قدیمی شده ۳ساله داریمشون، بندازیمشون دور یه دست جدید بگیریم ؛ برگشته میگه تو رو هم 17ساله دارم اگه به دور انداختن باشه باید تو رو اول بندازم دور !! فک و فامیله داریم؟!
برچسب:
نویسنده: حامد...$
انكه ويران شده از يار مرا ميفهمد
انكه تنها شده بسيار مرا ميفهمد
چه بگويم كه چنان از تو فروريخته ام
كه فقط ريزش اوار مرا ميفهمد

برچسب:
نویسنده: حامد...$
دیگر آن مجنون سابق نیستم
آن بیابان گرد عاشق نیستم
اینک از اهل نسیم و سایه ام
با تب صحرا موافق نیستم
با سلامی با خیالی دل خوشم
در تکاپوی حقایق نیستم
بس کنید اصرار را، بی فایده ست
من برای عشق لایق نیستم
برچسب:
نویسنده: حامد...$
حلال جمیع مشکلات است حسین
شوینده ی لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست
جائی که سفینه ی نجات است حسین
صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

برچسب:
نویسنده: حامد...$

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
تا در آغوش تو ، راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یاد ها
من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریاد ها
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
برچسب:
نویسنده: حامد...$
آنان که علی خدای خود پندارند
کفرش به کنار عجب خدایی دارند
عيد غدير رو به همه تبريك ميگم
برچسب:
نویسنده: حامد...$
تکرار خاطرات تو شعر مجسم است
من هر چه می نویسم و می خوانمت کم است
تو کیستی پیامبری یا خدای عشق
هر آیه از کلام تو چون وحی ملزم است
تردید در برابر چشمان تو خطاست
حکم نگاههای قشنگت مسلم است
من می رسم به تو شاید، هنوز، نه
آینده ام به لطف تو اینگونه مبهم است
برچسب:
نویسنده: حامد...$
اين داستان رو چن وقت پيش يجا ديدم كپي كردم حقيقت قصدم نبود بزارم وب برا همين ادرسو برنداشتم و الان نميدونم از كجا گرفتم اگه نه ميگفتم
پيشاپيش اگر اصطلاحاتي بكار رفته كه باب ميل نيست معذرت ميخوام. نيست خودم بچه مثبتم
عصر جمعه است و دلم گرفته . می زنم تو خیابون و از سرازیری توی بلوار پیاده میرم سمت پله های پارک که یهو یه ماشین بوق می زنه ، به روی خودم نمیارم و به سرعت قدمهام اضافه می کنم. کمی جلوتر ترمز می زنه. حالیمه چی کار داره می کنه. به روی خودم نمیارم و از کنارش بی تفاوت رد می شم.
سرعتش را هم قدم من می کنه و شیشه ی سمت کمک را میده پایین و می گه : خانوم محترم کجا تشریف می برید؟ جواب نمی دم. نیشش را تا بناگوش باز می کنه و باز می گه : خانوم عزیز ، بنده همه جوره در خدمت شما هستم. با صدای سگی که اماده پاچه گرفتنه میگم که مزاحم نشه ، اما خوب حالیش نیست. لابد فکر می کنه دارم "ناز" می کنم.
نیش ترمزی می زنه و همانطور در حال رانندگی کیف پولش را از جیب شلوارش می کشه بیرون.: خانوم محترم ، بیا بابا ،هر چی تو بگی،قربونت برم، ضد حال نزن دیگه .لای کیف پولش را باز کرده و اسکناس وچک پول تعارف می کنه و همزمان چشمک می زنه که سخت نگیرم.
یک آن هوس می کنم که بپرم و در ماشینش را باز کنم و بکشمش پایین و با قوت هر چه تمام تر ، پس کله اش را بگیرم و صورتش را توی شیشه ی ماشینش خورد کنم اما چون با خشونت مخالفم منصرف می شوم.( البته دلیل اصلیش اینه که زورم بهش نمی رسه) . دستهام را می ذارم روی شیشه و تا سینه خم می شم توی ماشین. .گل از گلش شکفته ، دور و برم را نگاه می کنم و فاصله ام را تا پارک می سنجم.
توي خيابون هيچكس نيست.لبخند پهني ميزنم و ميپرسم:حالا چي چي داري؟ كيفشو بالا مياره و نگاه هرزه اش از روي لبهايم تا سينه ها پايين مي ايد كيف پول رو توي هوا مي قاپم و با تمام قدرتم پرت ميكنم ان طرف بلوار و مثل فشنگ به سمت پارك ميدوم. پشت سرم صداي كشيده شدن ترمز دستي و باز شدن در ماشين مي ايد و مردك از ته جگرش فرياد ميزند:
اووووووووووووووووووووووووووووووی، جنده !
و من همينطور كه مي دوم با خودم فكر ميكنم كه چقدر جالب است كه در ايران تا وقتي فكر ميكنند جنده اي خانوم محترم صدايت ميكنند و وقتي مشخص ميشود اين كاره نيستي تبديل به يك جنده ميشوي...
برچسب:
نویسنده: حامد...$
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز
بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست
غمدیده ترین عابر این خاک منم من
جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست
در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا
مانند کویری که در آن قافله ای نیست
می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس
شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
برچسب:
نویسنده: حامد...$
یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید را هم بردی
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم
2. لازمه بعضي وقتا به بعضي حرفا رفتارا و حتي بعضي از ادما پشت كني چشماتو بزاري
رو هم ي نفس عميق بكشيو بگي بييييييييييييييييييييييييييييي خيالش
برچسب:
نویسنده: حامد...$
نميدونم اين حرفم گناهه ناشكريه يا هرچيز ديگه ولي موندم تو حكمت خدا
الان ساعت حدود 5 صبحه تقريبا ي ساعت پيش بهم خبر دادن يكي از دوستام فوت شده يه سال و نيمه عقد كرده بود ي ساله مريض شده بود همش بستري بود يروز خوب ي ماه بد اخرشم اينجوري
موندم تو حكمتش ي جوون ك هزارتا اميد و ارزو داره داره برا ايندش كنار يكي ديگه برنامه ريزي ميكنه بايد اينجوري شه بعد بعضيامون انقد عمر كنيم اينقد اينخونه اون خونه پاسمون بدن انقد زجر بكشيم و همه ازمون خسته بشن ولي بازم خدا ازمون راضي نشه
خدايا ميدونم حقم نيست ولي ميگم
ميگم خدايا چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
برچسب:
نویسنده: حامد...$
امتحانات پایان ترم با تمام بدی هاش یه مزیتی داره:
اینکه آدم با رشته ی تحصیلیش یکم آشنا میشه!=)))
من یه دختر خاله دارم 22 سالشه تازه شوهر کرده و الان 5 ماهه حاملست .امروز با گریه و زاری زنگ زده که........... ......
مامان من داشتم آلوچه می خوردم هستشو قورت دادم الانه که بچم خفه میشه؟؟؟:|
آیا می دانید تاثیر جمله
«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد»
به مراتب بیشتر از
جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد !
برچسب:
نویسنده: حامد...$
دوست دخدرم کـــــــــــــو xadووووووووووو !!!!!!
هزار بار گفتم این دوست دختر منو استفاده میکنید بذارید سر جاش !!!! :)))
سر جلسه امتحان یکی از بچه ها به استاد گفت :
"استاد اگه میشه یه کمکی بکنید"
بعد استاد دست کرد تو جیبش، یه 200 تومانی در آورد، گذاشت رو دسته صندلی طرف و رفت.
دهن طرف باز مونده بود ما هم داشتیم می ترکیدیم از خنده:))
برچسب:
نویسنده: حامد...$
دیروز رفتم یه آیفون 5 خریدم ، لامصب مگه از جیب در میاد !!
هیچی دیگه دادمش رفت.خودمم رفتم یه جی ال ایکس خریدم اصن خیالم راحت شده !! :|
بزرگترین آرزوی اونایی که کارتون کارآگاه گجت رو میدیدن این بود که قیافه ی اونی که گربه رو ناز میکرد رو ببینن ...:)))
یکی از فانتزیام اینه که وقتی دوست دخدرم دراز کشیده یه دفعه بپرم بالشو بذار جلو دهنش ...
بعد وقتی دیگه داره خفه میشه بالشو بر دارم بهش نفس مصنوعی بدم بش ....
بعدم یه عمر منت سرش بذارم که زندگیتو مدیون منـی ..
خعلي هم شيک و با كلاسـه V:
اومدم تنظیم خانواده بخونم
دیدم خودم بیشتر بلدم
یه سری نکات ریز به جزوه اضافه کردم! :))
یکی دیگه از فانتزیام اینه که به دوس دخدرم 4 صب زنگ بزنم بگم بیا دم در کارت دارم، بعدش اونم بیاد با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز تو ماشینم بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم!
بعد گازشو بگیرم برم شمال 7 صب لب ساحل باشم ! بعد تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم، اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم : دریاااااا ! اولین عشق مرا بردیییییی.......... :|
دقت کردین تو فیلم و سریال های ایرانی وقتی دوتا دانشجو میخوان عاشق هم بشن باید پسره اشتباها به کیف دختره بزنه تا همه وسایلش بریزه و تو جمع کردن کمکش کنه و عاشقش بشه ؟
الان داشتم یه فیلم جنگی میدیدم سرتاسر بکش بکش یهو مامانم اومد تو اتاق ببینه زندم که وسطه جنگ دختر پسر از هم لب گرفتن :|
حالا آبرومون که هیچی الان هرچی میگردم اون صحنه رو پیدا نمیکنم دیگه :| :|
هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،
حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک
تو یخچال جا بدیم
باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!!!
:|
ای کسانیکه امسال ولنتاین ندارین بیایین تو نظرات مخ همو بزنین شاید فرجی شد...:)
یکی دیگه از فانتزیام اینه :
سوار تاکسی بشم اسکناس رو بدم به راننده ...
راننده بگه آقا یه نفرید
یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم :
خیلی وقته ...
پیاده شم و تو افق حرکت کنم
راننده صدام بزنه آقا ... آقا , بقیه پولتون
منم کُتم رو دوشم باشه و بی توجه به راننده تو تاریکیا نیست بشم......
به دخدره گفتم عکست فتوشاپه نه؟ گفت نه!
گفتم پس چرا اینقد مصنوعیه! :) گفت آخه برنامه پیشرفته تر استفاده میکنم! :|
هروقت پيش خودت گفتی اين ديگه با بقيه فرق داره بدون اونم پيش خودش گفته اينم يه خريه مثل بقيه..
باور کنید با فازمتر و دقــــــــــــيق ترين دستگاهای فاز سنج هم نميشه فهميد فازِ بعضيا چــــــــيــــــــــه!!!
یکی از عجیبترین فانتزیامم اینه..............واسه امتحانا درس بخونم :|
اکبر ببین این یارو داره به آبجیمون چپ نگا میکنه!

برچسب:
نویسنده: حامد...$
دیشب خواب دیدم یخچالمون نصفه شب اومد دَرَمو وا کرد نیگا کرد دید تو دلم هیچی نیس بعد با یه قیافهی گشنه رفت گرفت خوابید بنده خدا :|
دقت كردين اگه یه نفر تو اتاق خوابیده باشه. به پنبه هم دست بزنی صدا میده !:|
بچها کسی هست galexy not II داشته باشه؟؟ی سوال دارم.................
.پولشو از کجا اوردی ؟؟:| :)
"چرا وقتی مجردی همه متاهل اند و خوشحال
اما وقتی متاهل میشی همه مجردن و خوشحال ؟
یه سری از دوستا، عین قرص جوشانن !!!
اولش که میفتن تو فاز رفاقت ،
همچین قل قل میکنن که سر میرن،
شُره میکنن !!
یکم که صبر میکنی ،
میبینی نصف بیشتر لیوان خالیه...
قل قلشونم تموم شده ، ته نشین شدن کلاً........... xad !!!
برچسب:
نویسنده: حامد...$
دیگه هیچ راهی به نظرم نمیرسید
آلودگی هوای تهران افتضاحه
حس میکردم دیگه راه چاره ای برای تهرانی ها نمونده تا این که ....
امروز نزدیک غروب ماشینم رو شستم
امشب تضمینی بارون داریم
اگه امشب نشه، فردا 100 % هست
میگی نه ؟؟؟؟ ... نگاه کن
یه دووس دخدرم نداریم بهش بگیم : "تو باید ماله من باشی چون لایقه بهترین هایی"
والاااااااااا به غرعان........
یکی از فانتزیام اینه
وقتی دارم تو خیابون راه میرم
ی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده
بعد با صدای بلند بگم خــــــــــانـــــــــــم مــواظـــــــب بـــــاش !
بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنم
و نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو ببوسه
ولی من یهو یاده عیالم بیوفتم
دستمو بزارم جلو لبِش بگم متاسفم بعد پاشم
خودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشم
بهم بگه : فقط اسمـتو بهم بگو !
منم با ی لبخند نـرم بـگم :
ی غــریــبه بعد تو دود محو بشم
برچسب:
نویسنده: حامد...$
یک سوالی داشتم .. مامان شما هم از قسمت فر اجاق گاز به جای انباری استفاده می کنه ؟ :)))
فردا کل خانواده ما دارن واسه 2،3 روز میرن مسافرت و خونمون خالی میشه ، اما چه فایده ؟!
خلافترین کاری که ممکنه انجام بدم اینه که
از ریش تراش بابام استفاده کنم :|
برچسب:
نویسنده: حامد...$
برچسب:
نویسنده: حامد...$
برچسب:
نویسنده: حامد...$
یک سوأل دارم اَزَتــــون ؟؟؟چرا بابانوئل خارجیا شب عید کادومیاره واسه همه ، ولی حاجی فیروزه ما گدایی میکنه ؟؟
یکی از پراسترس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم, هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه نوبتمون که
میشد همش چشمون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه قلبمونم تند تند میزد :))))
یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم،
دختره بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید
گفتم اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها: ))
گفت :چاره ای نیس!
هيچي ديگه ، پول تك تك آيكونا رو جداگونه ازش گرفتم ... :))))
برچسب:
نویسنده: حامد...$
اصــن دوران امتحـانـات همـه بـرنـامـه هـا همـه آهنگـا جـذاب میشـن نمیـدونم چـرا؟؟؟
مـن شـخـصـا خطبـه امـام جـمـعـه قـمـم نگـاه میکـنـم
مـشـاهـده شـده تتـلـو هـم گـوش دادم:|
اوضاع یه طوری شده، هر دروغی می خوام بگم قبلاً یکی گفته !!!
عاغا تجربه ثابت کرده ...
اگه بالای سرِ کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد ؛ .. :|
برید کنار دورشو خلوت کنین بزارین کارشو بکنه ! )))))))
بوخودا
دقت کرديد هر وقت تو زندگيتون يه روزنه اميد پيدا ميشه
..
سريع يه پتروس فداکار پيدا ميشه انگشتش رو ميکنه توش !!! :|
بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن...
همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !
چیستــــــان :
اون کدوم گلیه که هروقت آپای منو میخونه و حال میکنه نظر میزاره؟
هان؟ها هان؟ ؟ ؟
قیافه مامانرو :)))

برچسب:
نویسنده: حامد...$